روزهای بد, روزهای خوب
زندگی پراز روزهای خوب وبد.بعضی روزها اونقدرخوبه که فکرمیکنی
هنوزتویهشتی وخواب دیدی هوا میوه ی ممنوعه را خورده ومارو دربه در
زمین کرده .امابعضی وقتها اونقدر بد که باورت میشه دنیا خود جهنمه .
بعضی وقتها که ریشتر شیطنت بچه هام به اندازه ی زلزله ی ژاپن
میرسه ! سرشون دادمیزنم ٬
بسه دیگه سرسام گرفتم .دودقیقه آروم بشینید..........
اما میدونی ؟وقتی تنهام ٬وقتی بچه ها خونه نیستند٬ وقتی خونه آرومه ٬
.......
ازسکوت خونه ٬از تنهایی دلم میگیره ٬به خودم میگم اگه بچه ای نباشه
مادربودن من مفهومی نداره .بچه اگه شاد نباشه ٬اگه شادی نکنه ٬اگه
خاطره ی تلخ وشیرین نسازه ٬اگه .......وقتی بزرگ شد ٬وقتی بچه دارشد
میخواد ازکدوم خاطره ها ی خوب وبدش برای بچه هاش بگه؟!
روزهایی که بچه شادوخوشحالند انگار فرشته تو آسمون جشن گرفتند ٬
وقتی صدای خنده ی بچه ها می پیچه توخونه باورم میشه خونه ی ما یه
تیکه ازبهشته ٬وقتی بچه ها خوشحال باشند ٬تمام خستگی ها ازیادم میره
اونوقت روزهای خوب جای همه ی روزهای بد رو میگیره .
میدونی ؟من باوردارم تمام روزهای خدا خوبندو ما آدمها هستیم که روزها ی
بد رو میسازیم . بچه ها فرشته های کوچولویی هستند که اومدند تازمین رو
برای ما مثل بهشت کنند .
پس یادم باشه دنیا بدون بچه ها معنی نداره .
خداجون قربونت برم که همیشه اینو یادم میندازی که من صاحب گوشه ای
از بهشتم اگه امانت دارخوبی باشم .خدایا قربونت برم که منو لایق دونستی
ودوتا از فرشته هاتو به من دادی .
خدایا کمکم کن امانت دارخوبی باشم ..........





